سلام سلام و سلام

خرید بک لینک

بعضی از این اپلیکیشن ها داره تبدیل میشه به بلای جوون.چند روز پیش با صدای زنگ موبایلم از خواب پریدم که داشت قدم نو رسیده رو تبریک میگفت .بین خواب و بیداری بغضمو قورت دادم و خیره شدم به صفحش .باز هم دلم تنگ شد و دونه دونه خاطراتت جلوی چشمام جوون گرفتن یاد علاقه عجیبت به شکلات نارگیلی افتادم یاد شب بیداری هات یاد لبهای کوچولوت و یاد شنا کردن هر روزت .دلم تنگته.

سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

سلام . ممنونم از همه بستگان، آشنایان، دوستان ،هم کلاسیها ، همکارها ،با معرفتها ، بی معرفتها،مهربانها ، نامهربانها،خاطره بازها، بی خاطره ها،با نظرها ، بی نظرها خلاصه از همه همه همه چشمایی که منو دیدن ممنونم. این پست فقط برای اینه که بگم چقدر تک تک نظر سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 213 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

بالاخره خدا خواست و تک تک کامنتارو جواب دادم و کلی هم کیف کردم.یه سه ساعتی وقت گرفت ولی ارزششو داشت چون با خوندن دوبارشون کلی انرژی مثبت گرفتم.خدایی مشغول الذمه هستین اگه جوابارو نخوونین.با تمام اوصاف لطف بودنتونو با هیچی نمیشه جبران کرد.

پ.ن:نظراتی که مربوط به پست های زمان قبل از واقعه هست رو جواب ندادم .واقعیتش اینه که دلم طاقت نیاورد. و هر کاری کردم نتونستم.بازم مرسی به خاطر اینکه تنهام نذاشتین.

سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: اونهایی,نماندند, نویسنده: بازدید: 232 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

چه بعد از ظهر شلوغی. شاید هم من امروز خیلی بی اعصابم.از کله سحر یه چی تو سرم دور میزد .خلاصه امروز از اون روزاست.هوا گرفته خنک آلود و یه جورایی ملسه.همه اینا فقط یه معنی میده .امروز نوستالژی بازاره.هر جا رو نگاه میکنم یه چیزی رو یادم میاره همه چیز ش سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نوستالژی, نویسنده: بازدید: 234 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

امروز یه تجربه خوب داشتم .تو راهه خونه بودم.تو کوچمون قدم میزدم و همینجوری که راه میرفتم به آسمون خیره شدم و خدا رو شکر کردم که با توجه به اینکه امروز کالج پوشیدم بارون نیومد .با این فکر لبخند زدم.یهو آسموون غرید و بارون نم نم بارید.ابرارو نگاه کردم سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: استثنایی, نویسنده: بازدید: 250 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

سلام من مریم هستم دختری که شکستن دیگری خواب را از چشمهایش میرباید. من مریم هستم میگویند همیشه با شادی آدمها شاد و با غمشان میگریم.من مریم هستم کسی که سهمش از این دنیای رنگارنگ نبودن توست.من قرار بود مادرت باشم.کلن ما قرار بود با هم باشیم.من پای عهدم سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 238 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

آرام کنارت نشستم و سهم من اشک و آه و بغض . با هر زخمه سنگتراش قلبم کنده میشد . و من هربار که به دیدنت می آیم بیتاب تر میشوم.و دل کندن از تو سخت تر.من قرار بود زخمهای دنیا را به تن بخرم تا تو خوب باشی.نه اینکه تو زیر خاک سرد باشی و من نفسم گرم باشد.آخ سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 264 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

بالاخره زمان موعود رسید و من نه برای حق خواهی از مصیبتهایی که کشیدم و نه برای تمام دردهایی که متحمل شدم تنها برای تو ایستادم در محضر دادگاه و از حقوق هزاران کودکی دفاع کردم که همچون تو پرپر شدند.خداوند نیرویی به من داد که توانستم دفاعی از تو کنم سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: روزهایی,میگذرانم, نویسنده: بازدید: 262 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

یادش بخیر .همین پارسال بود که با همسر نمایشگاه کتاب را برای تو زیر و رو میکردیم.آخر کتاب حمام بهداشتی برایت پیدا نکرده بودیم.و چه غم بزرگی بود برای من که اگر حمام رفتی با چه چیزی سرت را گرم کنم.کتاب حمام بهداشتی برایم حکم طلا را داشت.بالاخره از سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نمایشگاه, نویسنده: بازدید: 251 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

سلامی به اندازه چهار سال دوری

عزیزان دلی که جویای احوال من بودند بسیار ممنون و متشکرم.دادگاه اول رو برنده شدم و چون دکتر خاطی محکوم شد درخواست تجدید نظر داد و به هیات پنج نفره رفت و اونجا با اینکه اعلام کردم دکتر پیشنهاد دادن دیه پسرم رو داده و میخواسته معامله کثیفی بکنه کسی به حرفهام گوش نداد .لعنت به دکتر لعنت به این عدالت.

خداوند مهربان و بزرگ در سال ۹۳ یک دختر به من هدیه کرد و شد جانان من .

البته من هنوز با ترسهایم زندگی میکنم با اضطرابها و غمهایم این دردیست که هرگز آرام نمیشود.

سلام سلام و سلام...

ما را در سایت سلام سلام و سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 227 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 4:56

صفحه بندی